ميرزا حسن حسينى فسايى

436

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

در زمستان اين سنه [ 999 ] : موكب و الا بر جناح استعجال از قزوين به اصفهان و يزد آمده ، به اصفهان بازنگشته تا آخر زمستان همين سنه عود به دار السلطنه قزوين فرمود . عيد نوروز سنه لوىئيل در ششم ماه جمادى الاخره سال 1000 : اتفاق افتاد و حضرت اشرف ، لوازم عيد را معمول فرمود . و در همين سنه [ 1000 ] : كه باز عبد المؤمن خان اوزبك در خراسان رايت جور و ستم افراخته بود ، موكب فيروزى كوكب ، از دار السلطنه قزوين نهضت فرموده ، وارد چمن بسطام گرديدند « 1 » كه عبد المؤمن خان از نيشابور ، رقعه مختصرى « 2 » خدمت پادشاه جم‌جاه فرستاد كه ميانه پادشاهان هميشه يا جنگ است يا صلح اگر بر سر صلح شويم مملكت خراسان را كه در تسخير آن ، زحمت كشيده‌ام ، به من واگذار فرمائيد و اگر جنگ را آماده‌ايد ما هم ايستاده‌ايم كه فتح و شكست از جانب خداست و حضرت شاه عباس بهادر خان ، در كمال ادب در جواب نگاشت كه ما به لطف ايزدى واثقيم و از مملكت موروثه نود ساله « 3 » خود نخواهيم گذشت ، اگر شما طالب صلح باشيد ، آب آمويه را سامان ايران و ماوراء النهر قرار داده ، آسوده شويد « 4 » ، چون جواب به عبد المؤمن خان رسيد و از شماره سپاه قزلباش مطلع گرديد ، رقعه مختصرى فرستاد كه از قديم گفته‌اند : « با آل على هر كه درافتاد برافتاد » و من با شما درنمىآويزم تا آنكه شما بر سر من آئيد و چون ضرورت داعى بود به جانب جام رفتيم اگر تشريف‌فرما شويد ، مهمان پذيريم و پادشاه ظفرپناه چون به نزديك مشهد مقدس رسيدند ، معلوم شد كه اوزبكان در حصار شهر نشسته و آذوقه و سيورسات فراوان جمع كرده‌اند ، حضرت شاه عباس بعد از مشاورت ، صلاح ندانست كه يورش به جانب مشهد كه آستانه مباركه رضويه است اندازد و بىحرمتى واقع گردد به مضمون اين مقال : قطعه : كردند معاملان افلاك * هر كار به وقت خويش مرهون تعجيل در آن مكن نيارد * تا وعده سر از دريچه بيرون چون وعده رهن منقضى گشت * آن كار شود به صدق مقرون تسخير مشهد مقدس را حواله به وقت ديگر فرمود و موكب و الا از خراسان به جانب عراق نهضت فرموده ، وارد دار السلطنه قزوين گرديد « 5 » و حضرت اشرف پادشاه جم‌جاه ، جريده و مختصر از قزوين وارد دار السلطنه اصفهان شده « 6 » ، زمستان را به خرمى گذرانيد و چون نواب بنياد خان والى مملكت فارس و آقايان ذو القدر فارس در يورش خراسان ، سپاه فارس و ذو القدر به اندازه‌اى كه فرمان همايون صادر شده بود به خراسان نرسانيده بودند ، بنياد خان را از ايالت معزول فرموده ، آقايان مورد عتاب شدند « 7 » و بعد از دو سه روز ، بيست و پنج هزار تومان به عنوان

--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 260 ، خلاصة التواريخ ، ص 88 . ( 2 ) . متن نامه و ترجمهء آن در صفحه 408 و حاشيه 2 همان صفحه در نقاوة الاثار . ( 3 ) . در عالم‌آراى عباسى ، ج 2 ، ص 453 : ( ملك مورث صد ساله ) و ر ك : نامه‌هاى عبد المومن ( ص 415 ) و جواب آن ( ص 417 ) و ص 424 و 425 . ( 4 ) . ر ك : عالم‌آراى عباسى ، ج 2 ، ص 452 . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 260 ، عالم‌آراى عباسى ، ج 2 ، ص 454 . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 261 ، عالم‌آراى عباسى ، ج 2 ، ص 455 . ( 7 ) . ر ك : عالم‌آراى عباسى ، ج 2 ، ص 458 : ( و حكومت فارس به حسين خان مصاحب قاجار نامزد شده بود . . . ) .